ساعت نه و سی و دو دقیقه است . حس می کنم مدرسه دختر را باید عوض کنم . حس می کنم بدبیاری و بدشانسی دارم . نگرانم . می ترسم . همش احساس عقب ماندگی دارم . همش فکر می کنم یه چیزهایی هست که من نمی دونم . همسر ملحفه تخت را کشید و تخت را مرتب کرده و رفته و این نگرانم می کنه و لوبیا پلو هم آورد و این نگرانم می کنه
برچسب:
نویسنده: علی حسینی