ساعت نه و سی و دو دقیقه است . حس می کنم مدرسه دختر را باید عوض کنم . حس می کنم بدبیاری و بدشانسی دارم . نگرانم . می ترسم . همش احساس عقب ماندگی دارم . همش فکر می کنم یه چیزهایی هست که من نمی دونم . همسر ملحفه تخت را کشید و تخت را مرتب کرده و رفته و این نگرانم می کنه و لوبیا پلو هم آورد و این نگرانم ...
خدا رو شکر مادر دوست بچه زنگ زد و گفت کلاس امروز تشکیل میشه و درباره کلاس ها گفت خدا رو شکر . یادم رفت برای چی می خواستم شکر کنم . حال دلم بدجور بد هست . خدا رو شکر مسافرت رفتیم و توی مسافرت دوام آوردیم . ماهی کپور . ماشین لباسشویی و شستن لباس ها و پهن کردن . خیس شدن . من رفتم سر کلاس . از استادش زی...
امروز دوشنبه 1403/6/26 احساس می کنم تو دور بد افتادم . دوره دانشگاهم عالی بود و 14سال اول زندگی ساعت نه و سی و دو دقیقه است . حس می کنم مدرسه دختر را باید عوض کنم . حس می کنم بدبیاری و بدشانسی دارم . نگرانم . می ترسم . همش احساس عقب ماندگی دارم . همش فکر می کنم یه چیزهایی هست که من نمی دونم . همسر م...
امروز چهارشنبه 18 مهر 1403 و همه چیز عالی پیش میره . آکواریوم را داره تمیزه می کنه همسر عزیز و با من هم حرف نمی زنه و نمی دونم دلیل این حال بدی های همسر چه هست ؟ صاحبخانه هم زنگ زده و کلی بالا برده است و باید چکار کنم ؟ دو سال اینجا بودیم و کلی استفاده کردم و بهتر هم استفاده می کنیم به امید خدا و هم...
خدا رو شکر . یادم رفت برای چی می خواستم شکر کنم . حال دلم بدجور بد هست . خدا رو شکر مسافرت رفتیم و توی مسافرت دوام آوردیم . ماهی کپور . ماشین لباسشویی و شستن لباس ها و پهن کردن . خیس شدن . من رفتم سر کلاس'>کلاس . از استادش زیاد خوشم نیومد و باید چکار کنم . چه کلاسی برای ریاضیات بچه را ثبت نام کنم ؟ ...
دختر باید برنامه داشته باشه . دیروز رفتم پول روسری را بگیرم و یک روسری مشکی خریدم . یادم رفت حساب و کتاب را بفرستم . نگرانم . دندانم درد می کنه و نمی دونم کجا برم برای دندانپزشکی Adblock test (Why?)
صبح زود دختر را بردم مدرسه . بعد رفتم به اون مال سر بزنم . بعد رفتم کتابخانه ببینم شرایطش چطور است . بعد رفتم یادگار . کامرانیه . روما سنتر و برف بود . شلوغ بود حکیم و تو ترافیک بدی ماندم . تونل نیایش رفتم . صدر . کامرانیه و برف بود و لیز بود . روما سنتر بسته بود . رفتم تجریش . رفتم امام زاده صالح ....
همش فکر می کنم کجای کارم اشتباه هست و چیو بقیه می دونن که من نمی دونم . همش نگرانم که نکنه دیر متوجه بشم و بدخواهی اطرافیانم هم داره روانم رو بهم می ریزه و اگه همسر تحت تاثیر قرار نمی گرفت مشکلی نداشتم .همسر زنگ زده که پسر بیاد خونه . باز الان سر سحری خوردن شروع کرد از من ایراد گرفتن . این که تو نمی...
دختر گشنه هست و همسر غذا نمی خواد . این چه وضعی هست . میل ندارم . ساعت سه است . با دست نه با دستمال داریم . اینهمه بدخواهی از کجا میاد ؟ میگه . میگه ظرفیت من پر هست ؟ چه ظرفیتی ؟ باید چکار کنم ؟ از دیشب حالت بد هست . از اتاق اومدم بیرون مسیرم عوض شده . Adblock test (Why?)
آیا بگم ؟ حالم درست نیست . ولم کن . برو غذا بخور . اینهمه درد . اینهمه مشکل . چه اتفاقی داره می افته ؟ دوران بارداری . محضر . چه باید بکنم ؟ مشکل چیست ؟ چه حرف هایی زده میشه ؟ سالگرد پدر و حرف پسر و این که من باید کنار پسر باشم و این حرف را گفته بودن به پسر و کباب دیگی هم دوست ندارم بخورم . Adblock ...
صبح زود دختر را بردم مدرسه . بعد رفتم به اون مال سر بزنم . بعد رفتم کتابخانه ببینم شرایطش چطور است . بعد رفتم یادگار . کامرانیه . روما سنتر و برف بود . شلوغ بود حکیم و تو ترافیک بدی ماندم . تونل نیایش رفتم . صدر . کامرانیه و برف بود و لیز بود . روما سنتر بسته بود . رفتم تجریش . رفتم امام زاده صالح ....
مریم اینجاست و من گرفتم خوابیدم و دختر هم خوابید و فقط تست تصویری زد . چقدر این خوابه خوب بود . همسر نیست و گفتم که به مشاور چه پیام داده و گفتم که حساب و کتاب طلا ها را بیار و دلم غصه داره و احساس بدی دارم . Adblock test (Why?)
چقدر حس خوبی داشت یادآوری هفته ای که گذشته بود و نوشتن کارهایی که کرده بودم . زود رفتم غذای پرنده خریدم و رفتم دنبال دختر . اومدم خانه . لباس شستم . ماشین ظرفشویی را مرتب کردم . کلاس دختر برگزار شد . پرنده ام دو تا تخم بالای کتابخانه گذاشته است. ماکارونی درست کردم . دختر از پول های خودش خرج کرده بود...
مشاور با من هماهنگ کرد برای برنامه ریزی و گفت که اصلا کار نداشته باش و به کارهای خونه برس و به من برس و از صبح جواب تلفن را نمی دهد . و بهش گفتم که هیچی نمی فهمی و حماقتت از اینجا تا کره ماه هست و رفت وبرگشت. Adblock test (Why?)